الگوی مناسب حسابرسی داخلی در صنعت بیمه – جعفر یاری

حسابرسی داخلی یک سلسله فعالیت یا فرایندی است که با هدف اطمینان از دستیابی به اهداف، از طریق برقراری رویکردی سیستماتیک و نظام مند برای ارزیابی و بهبود عملیات یک سازمان، طراحی و اجرا می گردد.

اصلی ترین ویژگی یک سیستم حسابرسی داخلی، مستقل بودن و اثر بخش بودن فرایند ارزیابی و کنترل است.
حسابرسی داخلی یک فعالیت مستقل و بی طرفانه برای ارائه خدمات اطمینان بخش و مشاوره می باشد، لذا باید از طریق تعریف مفاهیم عملی و الگوهای کنترل، حد و مرز آن با دخالت بی جا و بی مورد در فرایند اجرا مشخص می گردد.
شایان ذکر است که استقلال حسابرسی داخلی در شکل های مختلف مصداق پیدا می کند از جمله استقلال از لحاظ دسترسی، استقلال از لحاظ گزارشگری، استقلال از لحاظ فعالیت های سازمانی و استقلال از لحاظ رای(جایگاه قانونی و سازمانی)همچنین اثربخشی حسابرسی داخلی از جهت کیفیت و کفایت ارزیابی و قابلیت اتکاء و اعتماد بودن آن در امر هدایت و بهبود تصمیم گیری ها مورد توجه می باشد. لذا ضرورت دارد سازوکارها و چهارچوب اجزای آن بصورت علمی و شفاف تعریف گردد.
بطور کلی حسابرسی داخلی اثربخش از دو طریق سازمان را برای دستیابی به اهدافش یاری می رساند.
الف) ارزیابی و بهبود فرایندهای تجاری سازمان
در بخش ارزیابی و بهبود فرایندهای تجاری، عملکرد شرکت از حیث حسن جریان امور و رعایت الزامات قانونی مورد کنترل قرار می گیرد. سازمان ها دارای الزاماتی قانونی می باشند، این الزامات بر حسب ساختار و ماهیت فعالیت، توسط مالکان (هیات مدیره) و یا نهادهای بالادستی (نهاد ناظر و سیاستگذار) تبیین می گردد.
ارزیابی فرایندهای تجاری، عمدتاٌ با رویکرد حسابرسی عملیاتی و با استفاده از شاخص های کلیدی عملکرد صورت می گیرد.
با مقایسه شاخص های کلیدی عملکرد که بصورت صحیح و سیستماتیک طراحی شده اند، می توان میزان اثر بخشی و کارایی عملکرد مدیریت سازمان را اندازه گیری و در نهایت با تجزیه و تحلیل نتایج ارزیابی، نسبت به شناسایی انحرافات موجود و فرصت های بهبود اقدام نمود.
در شرکتهای بیمه، ارزیابی فرایند های تجاری اغلب با چهار شاخص کلی (شامل شاخص های: عملیاتی، مالی، توانایی ایفای تعهدات و مشتری مداری) صورت می گیرد و چهارچوب اقدامات اصلاحی نیز بر حول محورهای شاخص های ۴گانه است.
۱٫ شاخص‌های عملیاتی، در این بخش کارایی جنبه های عملیاتی شرکت مورد رسیدگی و ارزیابی قرار می گیرد.
بررسی عوامل موثر بر درآمدها و هزینه های عملیات بیمه گری و تحلیل متغییرهای مرتبط با آنها از قبیل عملیات بازاریابی، صدور، نرخ ها و تعرفه ها، توزیع پرتفوی شرکت، عملکرد واسطه ها و نمایندگان فروش، مبنای مناسبی برای ارزیابی میزان کارآمدی فرایند عملیاتی شرکت های بیمه می باشد.
۲٫ شاخص‌های مالی، در این بخش میزان کارایی شرکت در بهره وری مالی(استفاده بهینه از دارائی ها، تقلیل هزینه ها و بازدهی سرمایه گذاری) مورد ارزیابی قرار می گیرد.
بررسی گزارش های صورتهای مالی اعم سود و زیان، ترازنامه و جریان وجوه نقد و مقایسه نسبتهای مالی اساسی، امکان تجسم از وضعیت حال، میزان تغییرات و تاثیرات نسبت به گذشته و افق روشنی از آینده شرکت های بیمه را فراهم می سازد.
در واقع استفاده از نتایج مالی، بعنوان یک ابزار مطمئن برای اتخاذ تصمیم و انتخاب خط و مشی آتی ایجاب می کند تا معاملات بصورت صحیح و مناسب(منطبق با رویه ها و استانداردهای حسابداری) شناسایی، ثبت، نگهداری، پردازش، تلخیص و گزارش  و در نهایت اطلاعات کافی و لازم را به ذی‌نفعان ارائه گردد.
۳٫ شاخص‌های توانائی ایفای تعهدات، در این بخش پایبندی به ایفای تعهدات در مقابل مشتریان مورد بررسی قرار می گیرد.
باید توجه داشت که ارزیابی تعهدات آینده یک شرکت بیمه دشوار است، چرا که در محاسبه سطح توانگری، علاوه بر ریسک های فنی- تخصصی مرتبط باتعهدات آتی و ریسک های عمومی شرکت باید شاخص قدرت نقد شوندگی دارائی ها، پرتفوی سرمایه گذاری ها، سیاست شرکت در پرداخت بموقع و کامل خسارات و همچنین نحوه احتساب ذخایر بیمه ای و تست کفایت ذخایر فنی نیز مورد کنترل قرار گیرد.
۴٫  شاخص‌های مشتری مداری، در این بخش سطح ایجاد شرایط برای رضایتمندی مشتریان مورد رسیدگی قرار می گیرد.
از مهمترین شاخص های‌ مشتری مداری در شرکتهای بیمه، جلب رضایت بیمه گذاران است. در این ارتباط می توان به پارامترهایی همچون: پرداخت بموقع خسارت و رسیدگی سریع به شکایات، دسترسی مشتریان به خدمات بیمه‌ای (توزیع جغرافیایی و گستردگی شبکه فروش حرفه ای)، رعایت اخلاق حرفه ای از سوی فروشندگان بیمه (ارائه اطلاعات صحیح و آگاهی های لازم به مشتریان و شفاف سازی شرایط بیمه نامه) و گسترش پوشش های متنوع بیمه ای برای پاسخ گویی به نیازها و سلایق مشتریان اشاره نمود.
ب‌)    ارزیابی و بهبود اثربخشی فرآیندهای راهبری سازمان
در ارزیابی و بهبود فرایندهای راهبری، ساختار محیط کنترلی و جهت گیری های راهبردی به منظور حصول اطمینان از اینکه سازمان بطور اقتصادی، کارآمد و اثربخش به هدفهای خود دست می یابد مورد ارزیابی قرار می گیرد.
ارزیابی و گزارشگری اثربخش فرایندهای راهبری سازمان، مبتنی بر هوشمند سازی کنترل های داخلی می باشد که نتایج حاصل از این ارزیابی به طیف گسترده ای از استفاده کنندگان، قدرت مطالعه توانایی مدیریت و برآوردی از سلامت عملکرد شرکت را ارائه خواهد داد.
بطور کلی حصول اطمینان نسبت به اثربخشی ارکان اساسی محیط کنترلی، با تاکید بر کیفیت و کفایت عملکرد چهار راهبرد مدیریتی (شامل: مدیریت ریسک، مدیریت استراتژیک، مدیریت دانش و سیستم مدیریت اطلاعات) مورد ارزیابی قرار می گیرد.
۱)    مدیریت ریسک
پیاده سازی مدیریت ریسک در راستای شناسایی، سازماندهی، ارزیابی، کنترل مخاطرات درون و برون سازمانی و ایجاد اطمینان برای محافظت از دارایی سازمان انجام می گیرد. به بیان دیگر هدف مدیریت ریسک سازمانی؛ اندازه گیری و کنترل ریسک تا حد امکان برای ایجاد توانایی در یک کسب و کار بمنظور حداکثر کردن فرصت های آن سازمان است.
در شرکتهای بیمه برخورداری از واحد مدیریت ریسک به منظور شناسایی، اندازه‌گیری، طبقه‌بندی و تفکیک ریسک بمنظور ارائه راهکار های مناسب برای مواجهه با شرایطی که در آن، احتمال انحراف از نتایج مطلوب مورد انتظار وجود دارد، حائز اهمیت می باشد. در این ارتباط سطح ارزیابی صحیح خطرات تحت پوشش، بررسی وابستگی متقابل ریسک ها، ارائه نرخ های فنی و مناسب منطبق بر اصول فنی و محاسبات آکچوئری، رعایت سقف ظرفیت صدور و حد مجاز نگهداری ریسک، از مهمترین اولویتهای راهبردی در مدیریت سازمانی تلقی می گردد.
۲)    مدیریت استراتژیک
مدیریت استراتژیک، فرایندی است که عوامل موثر بر فعالیتهای سازمان را تحلیل، استراتژی های نیل به هدف را تدوین، برنامه های عملی برای اجرای استراتژی ها را تعیین و روند ارزیابی و بهبود مستمر را کنترل می نماید.
باید توجه داشت که در مسیر ارزیابی استراتژیک، تمامی ابعاد از منظر ارزیابی از جمله فرایند تبیین ارکان جهت ساز شرکت (شامل: ماموریت سازمان، چشم‌انداز و ارزش‌های کلیدی) ظرفیت ها، اختیارات و تناسب ساختار با مأموریت و اهداف کلان و لحاظ شدن دیدگاه تمامی ذینفعان مورد بررسی قرار می گیرد.
شرکتهای بیمه با برخورداری از واحد برنامه ریزی و پایش استراتژیک می توانند عوامل موثر در ارزیابی برنامه ریزی استراتژیک را شناسایی و براساس آن اهداف و استراتژی های خود را انتخاب و اولویت بندی نمایند.
امروزه یکی از رویکردهای کنترل داخلی هوشمند، که تحت عنوان حفظ “حاکمیت شرکتی” مورد توجه می باشد، موضوع انتخاب استراتژی های برخورد منصفانه و رعایت حقوق تمامی ذینفعان (ازجمله: بیمه گذاران، سهامداران، شبکه فروش، پرسنل و نهادهای نظارتی) است.
۳)    مدیریت سیستم های اطلاعاتی
سیستم اطلاعات مدیریت، سیستمی منسجم و روش مند که با هدف ارائه اطلاعات پالایش و ساماندهی شده به سطوح مختلف مدیران بمنظور بهبود توانایی تصمیم گیری و کنترل عملکرد در سازمان طراحی و اجرا می گردد.
امروزه سیستم های اطلاعات مدیریت جایگاه تعیین کننده ای در فرایند برنامه ریزی و کنترل شرکتهای بیمه دارد، بطوریکه امکان توسعه روش های علمی و بهره گیری از فنون و تکنیک های حسابداری مدیریت بمنظور ارائه تصویر صحیح و جامع از وضعیت مالی و عملیاتی شرکت، استخراج قیمت تمام شده محصولات و انطباق آن با سایر هزینه ها (منصفانه بودن قیمت محصولات) و سطح پایبندی شرکت به ایفای تعهدات را فراهم می سازد.
حسابداری مدیریت به‌عنوان بخشی از سیستم‌ اطلاعات مدیریت شامل فرآیند شناسایی، اندازه‌گیری، گردآوری، تفسیر و ارائه اطلاعات مالی و سایر اطلاعات کمی و کیفی مرتبط می باشد که توسط مدیریت به‌منظور برنامه‌ریزی و ارزیابی عملیات در درون یک واحد تجاری مورد استفاده قرار می‌گیرد.
مدیریت دانش
مدیریت دانش فرایندی است که از طریق آن، سازمان به پیاده کردن ابتکارات مبتنی بر دانش و ایجاد سرمایه مبتنی بر فکر و اندیشه اعضای خود می پردازد. در بیان دیگر، مدیریت دانش رسیدن به اهداف با استفاده از دانش و توانایی سازمان است.
باید توجه داشت که سرمایه‌های یک سازمان تنها سرمایه مالی و فیزیکی نیست بلکه “سرمایه دانش” برای موفقیت در نیل به اهداف عالیه سازمان ها نیز حائز اهمیت است.
سازمان های دانش بنیان از طریق شناسایی و جمع‌آوری دانش نهفته نزد کارکنان خود، اقدام به اشتراک گذاری و تسهیم و توسعه دانش با استفاده از فناورین نوین می نمایند. بدین ترتیب ضمن جبران خلاء دانش و کاهش هزینه های ناشی از تکرار برخی فرایندهای تصمیم گیری به افزایش بهره وری و کسب مزیت رقابتی در بازار دست می یابند.
درحقیقت نهادینه ساختن چرخه دانش در شرکتهای بیمه و آماده سازی سرمایه نیروی انسانی از طریق پایش و بازبینی نقش و مسئولیتهای کارکنان در راستای ایجاد انطباق توانایی افراد با وظایف، فعالیت ها و دانش و مهارت ایشان در نقشی که در سازمان ایفاء می کنند، یکی از اولویتهای نظام حسابرسی داخلی است.
ساختار حسابرسی داخلی
تعیین ساختار مطلوب سیستم حسابرسی داخلی در شرکتهای بیمه عمدتاٌ متاثر از تفکرات تیم رهبری و الزامات قانونی مربوط به  استقلال حسابرسی داخلی است. لازم به ذکر است که به رسمیت شناختن استقلال حسابرسی داخلی در قالب تامین جایگاه مناسب در ساختار سازمانی و نیز بکارگیری افراد باصلاحیت و آموزش دیده تبلور پیدا می کند.
الگوی پیشنهادی برای ساختار سازمانی نظام حسابرسی داخلی، تشکیل شورای راهبردی مدیریت مشتمل بر کمیته های مشورتی (هماهنگی) زیر نظر هیات مدیره یا مدیریت عالی شرکت است.

اجزای کمیته های هماهنگی شورای راهبردی مدیریت متشکل خواهد بود از کمیته مدیریت ریسک، کمیته انتصابات و جبران خدمات، کمیته توسعه منابع انسانی، کمیته مالی و سرمایه گذاری، کمیته برنامه ریزی استراتژیک و سایر موارد که برحسب تعاریف از سازوکارهای حسابرسی داخلی در یک شرکت شکل خواهند گرفت.
نتیجه گیری، وظیفه حسابرسی داخلی محور نظارت بر سیستم کنترل های داخلی را تشکیل می دهد. امروزه هوشمندسازی فرایند ارزیابی و گزارشگری اثر بخش در نظام حسابرسی داخلی در راستای ایجاد انسجام کلان در سطوح سیاستگذاری، کنترل و ارزیابی عملکرد یک ضرورت اجتناب ناپذیر برای شرکتهای بیمه است.
همچنین استقرار حسابرسی داخلی مستلزم تعریف علمی و شفاف استانداردها و الگوهای دقیق کنترل عملیات و تامین جایگاه مناسب در ساختار سازمانی برای اعمال نظر و تصمیم می باشد.

جعفر یاری ،  کارشناس ارشد بیمه/  بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران

0 پاسخ ها

نظر بدهید

مایل به ملحق شدن به بحث هستید ؟
تمایل به کمک

پاسخ دهید